Skip Navigation Links
صفحه نخست
درباره استانExpand درباره استان
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
بانک اطلاعات هنرمندانExpand بانک اطلاعات هنرمندان
فعالیتهاExpand فعالیتها
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
درباره مرکزExpand درباره مرکز
تاریخ انتشار  :  12:09 عصر ۱۳۹۳/۶/۱۷
تعداد بازدید  :  2844
Print
   
گل شاخه های شعر باران نقد و بررسی مجموعه شعر " تقصیر جاده نیست" اثر امین شیرزادی

ابوالقاسم شیدا- عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه

گل شاخه های شعر باران
نقد و بررسی مجموعه شعر " تقصیر جاده نیست" اثر امین شیرزادی
ابوالقاسم شیدا- عضو هیءت علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه
من واژه ای از شعر بارانم
نامی که روزی شعر مردم بود



این دفتر شعر دارای 196 صفحه و دربردارندۀ 95 عنوان غزل است و بدیهی است که قالب غزل یکی از گونه های شعر سنتی به شمار می آید و به اصطلاح مقفّی باید باشد و تابع اوزان عروضی.گوینده این اشعار نیز از این قاعده تخطّی نکرده و تمام این غزلها را در اوزان عروضی خوش آهنگ رایج سروده است.
به طور خلاصه باید گفت که شمارۀ این اوزان به پانزده وزن می رسد که از آن میان بیشترین اقبال سراینده متوجّه بحر"رمل مثمن مخبون محذوف" یعنی(فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) است که بسامد آن به 27 نمونه می رسد یعنی42/28 درصد از کل اشعار. و در حاشیه باید گفت که این همان وزنی است که بسامد آن در دیوانِ خواجه حافظ نیز در مرتبۀ اوّل قرار دارد.
بعد از این بحر نوبت به بحر"هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف" یعنی(مفعول مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن) می رسد که شمار بسامد آن به 14 نمونه بالغ می شود یعنی73/14 درصد از کل غزلها و سومین بحر دلخواه امین شیرزادی"هزج مثمن سالم"(مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن) است که تعداد آنها به یازده نمونه منجر می شود یعنی 57/11 درصد.
بسامد دیگر اوزان نیز به تناوب کم و کمتر می شود تا در چهار وزن آخر که در هر غزل بیش از یک نمونه به چشم نمی خورد.
گفتنی است که در سه نمونه از این اوزان، شاعر به شیوۀ غزل سرایان متجدّد این روزگار، از دایرۀ سنتها فراتر رفته تعداد رکنهای هر وزن را در هر بیت به دوازده رکن افزایش داده است، بدین معنی که در عروضِ سنّتی، حداکثر ارکان یا افاعیلِ عروضی در هر بیت از هشت رکن فراتر نمی رود که در اصطلاح آنها را مثمّن(هشت رکنی) نامگذاری کرده اند. مثلاً وزن این بیت از همین شاعر:
هر شب حضورِ بختکی در خواب من جاری است
این سایه از آن سالها دنبالِ من بوده است
(مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن) می شود که به آن بحر رجز مثمن اَخر گفته اند. و در بیت زیر همین وزن مثمّن به دوازده پایه(رکن) افزایش می یابد:
یادش به خیر آن روزهای خوب، آیینه لبریز تبسم بود
بر شانه ای دختران ده صد بافه عشق و درد و هیزم بود
که هر مصراع آن از شش رکن تشکیل می شود که در عروض سنّتی مساوی یک بیت کامل است. با این نمونه:
گرچه با آوردن نامت هنوز گزمه ها تیغ از مقابل می کشند
باز نقاشان پیر دوره گرد با خیال تو شمایل می کشند
که تعداد افاعیل عروضی هر مصراع به شش پایه(رکن) می رسد که این همان بحر رمل محذوف یعنی فاعلاتن فاعلاتن فاعلن است که مثنوی مولانا در آن سروده شده است.
چنان که می بینیم تعداد رکنهای هر مصراع از این بیت برابر یک بیت از مثنوی مولاناست. و نمونه سوم را در این بیت دل انگیز می توان مشاهده کرد:
در بستری از جنون و جنگل در هُرم کویر داغ و سوزان
می بوسمت آن چنان که آتش می نوشمت آن چنان که دریا       ص 155
بر وزن مفعولُ مفاعلن فعولن مفعولُ مفاعلن فعولن یعنی بحر هَزَج اخربِ دوازده رکنی مقبوض محذوف.
گذشته از این باید گفت که در مقایسه با بسامدِ اوزانِ عروضی در آثار دیگر شاعران، تعداد اوزان بکار رفته در این مجموعه کوچک، چشمگیر و قابل تحسین است بی آن که گویندۀ آن خواسته باشد در اوزان عروضی هنرنمایی کند و عروض دانی خود را مایۀ مباهاتِ خویش قرار دهد، بلکه بدون داعیۀ فضل فروشی، هر غزلی در بستر مناسب خود جا گرفته است.
از موضوع عروض که بگذریم محتوای این اشعار شامل گنجینه هایی است از ذوق و ابتکار و نوآوری و تجدّد و تنوّع با در نظر گرفتن همۀ معیارهای علم معانی و بیان و برخورداری از اسلوبِ صحیح دستور زبان و آیین نگارش تا آنجا که می توان گفت که زبانِ رسا و بی عیب و نقص و استحکام سخن و قدرت توصیف و تصویر سازی گوینده، از هر جهت قابل ستایش است. مثلاً در غزلی که با عنوان"بود و نیست ..." در صفحه 21 کتاب با این مطلع آمده است:
رنگ بغضی در صدایم بود و نیست
چشمهایت آشنایم بود و نیست
توجه بفرمایید که هم از نظر زبان و طرز بیانِ مطلب و تناسب کامل محتوای اشعار به وزن عروضی آن و هماهنگی قافیه با ردیف دلپذیر و ابتکاری و در عین حال دشوار آن، به شیوۀ سهل ممتنع، بسیار دلچسب و دلنشین سروده شده و تافتۀ جدا بافته ای از کار درآمده است که می توان ویژگی های کلی آن را این گونه توصیف کرد:
1- به طور کلی ردیف شاعرانۀ این غزل یعنی ترکیب متضاد"بود و نیست" بسیار هنرمندانه وبکر و بدیع انتخاب شده به گونه ای که با هر مخاطبی ایجاد همدلی و همزبانی می کند.
2- تناسب کامل قالب و وزن و آهنگ، با محتوای شعر و هماهنگی قافیه با ردیف تازه و ابتکاری و در عین حال حُزن انگیز آن.
3- قرار گرفتن ارکان و اجزای جمله ها در بستر مناسب و طبیعی خود بی آن که ضرورت وزن و قافیه، کلمه ای را از جای واقعی خود منحرف کرده باشد.
4- گره خوردگی عواطف انسانی با احساسات و عوالم عاشقانه.
5- گوناگونی و تنوع صور خیال
6- برخورداری از زبانی شُسته و رُفته و بی غلط با بیانی صادقانه و خالی از هرگونه تکلّف و تصنّع.
7- شیوۀ بیان مطلب به صورت سهل و ممتنع
8- جوشش ذوق و قریحه طبع خدادی و دیگر عوامل هنری که در حوزۀ علم معانی و بیان و بدیع قابل بررسی است.
غزل بسیار دل انگیز" فصل شکستن" که در صفحۀ 31 آمده است به اقتضای قدرت توصیف و فضا سازی زیبایش، هنر مخاطب با ذوقی را به احساس همدلی و همزبانی با سرایندۀ آن وا می دارد و در فضای شاعرانه و حال و هوایی قرار می دهد که شاعر آن را تجربه کرده است. یا در صفحۀ 107 غزلی با عنوان" پرنده پر" که با آهنگی شیرین و فرح بخش شروع می شود و از همان آغاز خواننده را به عوالم کودکی و حال و هوای خوش آن زمان و بازی کودکانه کلاغ پر ... گنجشک پر ... می برد که بسیار پرهیجان و شادی آور است ولی با همۀ خوش آهنگی و شوخ و شنگی ظاهری اش، حزنی سنگین در آن آرمیده است و لایه ای از حسرت و ملال در ژرفای آن رسوب کرده است، از لابه لایش غمی جانکاه می تراود و در واقع این احوال پارادوکس وار را می توان به هوای بامدادی یکی از روزهای فروردین تشبیه کرد که با خنده ای ملیح شروع می شود و با گریه ای سرشار پایان می پذیرد و پیوسته بین حالت گریه و خنده نوسان دارد.
به خاطر پرهیز از طولانی شدن مطلب از آوردن نمونه های دیگر خودداری می کنم و به بررسی موضوعی دیگر می پردازم.
از جهت قافیه پردازی نیز، شاعر مهارت خاصی دارد و با وجود تعّمد و تکلّفی که درآوردن ردیف و قافیه های دشوار ندارد، بازهم شیوه کارش با ابتکار و تنوّع همراه است به گونه ای که در این بررسی کمتر نمونه ای دیده ام که مضمون بیت به اقتضای قافیه آمده باشد بلکه برعکس، در اغلب غزلها ردیف و قافیه بیت ها به فراخور مضمون در جای خود نشسته اند: ردیف هایی از قبیل بلرزاندمان ص13، بود و نیست ص21، خودم بی تو ص49، بردیوار ص59، من افتاده است ص61، ماهی ها ص67 و که دریا ص155 و ... نمونه های فراوان دیگری که با وجود دشواری هایی که در بردارند هیچ گونه ناهمواری در به کارگیری آنها به چشم نمی خورد یا به کارگیری ردیف و قافیه های دشواری از این گونه:
امشب درختان با عطش دف می نوازند                  دفها گرفته بر سر کف می نوازند
این دشتها هر شب مقفّا می نوازند                       این رودها هر شب مردّف می نوازند         ص 25
می کشد زوزه و فریاد درخت                             پنجه در پنجۀ این باد درخت                  ص 37
خاک از قعر زند ناله و ماه از بالا                          بر سر دشت فرو ریخته آه از بالا              ص153
منم همان که به یادت گریست در باران                و با همین غزل و گریه زیست در باران       ص115
بین ما فاصله بسیار شد و خاطره کم                   سهم دیوار فراوان شده و پنجره کم           ص73
که باز هم به مشت نمونه خروار بسنده می کنم.
یکی دیگر از امتیازات کار هنری این شاعر ارزنده، خلاقیّت ها و نوآوری های او در ابداع ترکیبات و اصطلاحات تازه است به همراه اسناد مجازهای فراوان، مثلاً در غزلهای او ترکیب های وصفی جدیدی می بینیم که با واژۀ غزل ساخته شده است از جمله روح غزل زاد(صص 15 و 37)، احساس غزل خیز(ص18)، غزل مست(ص31)، وهم غزل خیز(ص137)، آهوی غزل زاده(ص178)، یا ترکیب های؛ غزل برکه(ص182)،پری غزل(ص106)، غزل گیسو(ص106) و همچنین نمونه های دیگری از کاربردهای اسناد مجازی مانند:
پرنده زار شدن بهار و تراویدن طلوع در این بیت:
پرنده زار می شود بهار با نگاه تو                        افق افق طلوع می تراود از پگاه تو         ص 53
یا وزیدن سکوت یا وزیدن نسیم کلام :
سکوت می وزد در این شبان بی تو بودنم            کلام تازه ای بگو پرندۀ خموش من!
پر از ترانه می شوم پر از بهار می شوم                نسیمی از کلام تو که می وزد به گوش من        ص48
یا تبلور خواب به جای تعبیر خواب و ترکیب وصفیِ شبِ ترانه جوش در این بیت:
تبلور تمام خوابهای من! تو می رسی                  پرنده می شوی در این شب ترانه جوش من      ص48
یکی از واژه هایی که در این مجموعه شعر بسامد بسیار دارد کلمه"بغض" است با کاربردهای مجازی و حقیقی؛ از آن جمله: زنگ بغض(ص21)، بغض آبدار، بغض بی قرار، بغض های تلخ(ص171) و بغض غریب(ص115).
"نام شراب آلود" نیز در این بیت خوش نشسته است:
پر از نام شراب آلود او شد خون من امشب           بنوشیدم بنوشیدم، گوارا! نوش! ماهی ها           ص68
روییدن روز و شب هم در این بیت ها:
چون روز که می روید و خورشید نباشد             بی روی تو ای ماه مرا عید نباشد                    ص69
خورشید، نگاهش به طلوع تو گره خورد             تا لحظۀ روییدن شب رام تو باشد                   ص177
کاربردهای"تلخ پوسیدن" و"جنون چشم" و"خیال سر به راه" هم در نوع خود تازگی دارد:   
 نیامدی که ببینی چه تلخ می پوسم                نیامدی و نگفتی که کیست در باران               ص115
فقط می ترسم آخر سر به دست شعله بسپارد     جنون چشمهای تو خیال سر به راهم را           ص122
چگونگی تشبیه ها و استعاره ها:
از بررسی تشبیهاتی که در این مجموعه شعر به چشم می خورد معلوم می شود که زاویه دید شاعر در اغلب موارد تازه و بدیع است و از پرداختن به تشبیه های تکراری و کلیشه ای حتی الامکان پرهیز شده است.  





نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تهران | اصفهان | خراسان رضوی | لرستان | خوزستان | یزد | قم | مرکزی | زنجان | گلستان | کرمانشاه | فارس | اردبیل | کهگیلویه وبویراحمد | سمنان | قزوین | کرمان | خراسان جنوبی | سیستان و بلوچستان | گیلان | کردستان | بوشهر | آذربایجان شرقی | آذربایجان غربی | مازندران | خراسان شمالی | همدان | هرمزگان | ایلام | چهارمحال و بختياري

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت به حوزه هنری استان کرمانشاه تعلق دارد