67419
  ۱۳۹۲/۵/۱۶
خالق زیباترین مجسمه های کرمانشاه
گفتگو با استاد ناصر خاورزاده
   

 

   

 
 
   خالق زیباترین مجسمه های کرمانشاه از هنرش می گوید / گفتگو با ناصر خاور زاده، مجسمه ساز کرمانشاهی
کرد پرس - سرویس فرهنگ و هنر: شاید معروف ترین مجسمه ی شهر کرمانشاه، مجسمه ی میدان آزادگان این شهر باشد. مجسمه ای به طول هفت متر که بارها و بارها آن را دیده ایم و از کنارش رد شده ایم. این مجسمه اسبی است زیبا، که روی دو پایش بلند شده است و سوارش هم کنار اوست. باد از شمال به مجسمه می وزد و یال اسب و قبای سوار را با خود می برد.. سال ها برایم سوال شده بود که سازنده ی این مجسمه ی زیبا و تامل برانگیز کیست؟!.. گفتگوی زیر با استاد ناصر خاور زاده، خالق مجسمه ی میدان آزادگان کرمانشاه و دیگر مجسمه های سطح شهر مثل مجسمه ی کوه نورد طاقبستان و.. پیرامون زندگی، فعالیت ها و دغدغه هایش انجام شده است.
آقای خاورزاده کمی در مورد خودتان بگویید که بیشتر با زندگی شما و فعالیت هاتان آشنا شویم؟
متولد سال 1345 در کرمانشاه هستم. در سال 1370 با استاد هادی ضیاءالدینی - مجسمه ساز- آشنا شدم و چندین سال نزد ایشان شاگردی کردم. یک دوره تخصصی نقاشی و مجسمه سازی هم توسط مرکز توسعه هنری وزارت ارشاد برگزار شد که من در آن کلاس ها، که از اساتید دانشگاهی دعوت به عمل آمده بود، شرکت کردم و در آزمونی که در پایان دوره گرفته شد، نمره قبولی گرفتم و اکنون دارای مدرک تخصصی هنر از مرکز توسعه هنری وزارت ارشاد هستم.
در نوجوانی ابتدا کارم را با طراحی و بعد نقاشی آغاز کردم و در سن 25 سالگی که با آقای ضیاءالدینی آشنا شدم، به مجسمه سازی علاقه پیدا کردم و هنر مجسمه سازی را مصرانه پی گرفتم. در سال 1374 بود که با همکاری آقای مسعود رنگرزان کار ساخت مجسمه میدان آزادگان کرمانشاه (که آن زمان جزو بزرگترین مجسمه های کشور، به بلندای هفت متر بود) را آغاز کردیم.
از دیگر کارهایی که در حوزه مجسمه سازی انجام داده ام، اشاره می کنم به مجسمه کوه نورد در ابتدای طاقبستان کرمانشاه، مجسمه میدان فردوسی، مجسمه های نیم تنه خیابان شورا، مجسمه ی نیم تنه میرزا رضای کلهر در پارک معلم، مجسمه نیم تنه آیت الله نجومی در استانداری کرمانشاه، مجسمه مولوی کُرد در نوسود و دیگر کارهایی که از شهرهای دیگر ایران سفارش داده اند و من انجام داده ام و الان متاسفانه حضور ذهن ندارم که نام ببرم.
اشاره کردید که در نوجوانی با طراحی آغاز کرده اید. آیا هنر طراحی و نقاشی لازمه ی مجسمه سازی می باشد یا بدون طراح و نقاش بودن هم می توان مجسمه ساز شد؟
یک مجسمه ساز خوب باید یک طراح خوب هم باشد. شما هر مجسمه سازی را در نظر بگیرید در کار طراحی دستی دارد. در واقع طراحی روح هنرهای تجسمی است و اگر اغراق نکنم روح تمام هنرهاست. به عنوان مثال طراحی به یک سینماگر خیلی می تواند کمک کند؛ زیرا که هنر طراحی به هنرمند خلاقیت می دهد و هنرمند بدون خلاقیت یعنی هیچ.. در کل به عقیده ی من طراحی به عنوان یک هنر پایه در تمامی هنرها و به خصوص هنر مجسمه سازی بسیار حائز اهمیت است.
شما در مجسمه سازی چه موضوعاتی را دستمایه کارتان قرار می دهید؟
در کنار اینکه گذشته و تاریخ ملت ایران و قوم کُرد و مشاهیر آنها برایم بسیار اهمیت دارد، بیشتر دوست دارم مجسمه هایی در رابطه با موضوعات اجتماعی و فرهنگی قوم کُرد -البته با یک دید جهانی- بسازم. از این نظر می گویم دید جهانی چون درد های بشری فقط مختص به قوم خودمان نیست و این دردها، دردهایی مشترک و جهانی اند. معضلات و مشکلات موجود برایم بسیار مهم هستند. به طور کلی هر موضوعی که در رابطه با مردم و فرهنگ و اجتماع آنها باشد نوعی دغدغه ام محسوب می شود.
البته این دغدغه هایی که در رابطه با مردم و فرهنگ خودمان دارم را بیشتر در کارهای شخصی ام به کار می برم و آرزو دارم که فضا به گونه ای شود که بتوانم به شکل عمومی به دغدغه هایم در مجسمه سازی بپردازم. به عنوان مثال به من مجوز داده نمی شود که به شکل عمومی یک مجسمه بسازم که لباس کردی تنش باشد و به اجبار این دغدغه های قومی را در آثار شخصی ام منعکس می کنم.
حالا اگر این حرف ها را انعکاس دهید مرا متهم می کنند به سیاسی بودن. در حالی که من هیچ ارتباطی با سیاست ندارم و فقط دغدغه ی فرهنگی دارم و دوست دارم فضایی باشد که در کارم به این دغدغه ها بپردازم. و امیدوارم که این فضا ایجاد بشود.
اتفاقا یکی از سوالات من در رابطه با فضای هنری در کرمانشاه است. فضای هنری و به خصوص فضای هنر مجسمه سازی در کرمانشاه را چطور می بینید؟
در این رابطه باید بگویم متاسفانه فضایی بسیار نا امن ست! مثلا چند وقت پیش، خود من یک مجسمه ای به ارتفاع چهار متر در کارگاه شخصی ام داشتم می ساختم و تقریبا انتهای کار بود که شبانه یک عده به کارگاه آمدند و خرابش کردند! یا هنگامی که مجسمه ی فردوسی را می ساختم چندین بار مرا تهدید کردند که مجسمه را خراب خواهیم کرد!
فکر می کنید علت این رفتارهای نابخرادنه با هنر مجسمه سازی چه می تواند باشد؟
خب بخشی از آن برمی گردد به مسائل اعتقادی افراطی بعضی ها. برداشت نادرست از مسائل اعتقادی مشکلی است که دامن گیر هنری مثل مجسمه سازی شده. متاسفانه این عده هنوز فکر می کنند مجسمه سازی، بت سازی است و با تهدید و خراب کردن مجسمه ها، یک فضای ناامن را برای مجسمه سازان به وجود آورده اند.
مسئولان چطور؟ از هنر مجسمه سازی و هنرمند مجسمه ساز حمایتی می کنند؟
خود من شخصا از مسئولان حوزه هنری کرمانشاه ممنونم. این عزیزان خیلی از من حمایت کردند.. اما متاسفانه دیگر مسئولان استان حمایت لازم را از هنر مجسمه سازی نمی کنند.
به عنوان مثال یک بار پیشنهاد دادم که از مشاهیر کرمانشاه نیم تنه هایی ساخته شود و یک جایی مشخص برای این منظور اختصاص داده شود و آن را تبدیل به یک مکان توریستی کنیم که هم جوانان مشاهیر شهر خودشان را بشناسند و هم مردم شهرهای دیگر با مشاهیر کرمانشاه آشنا شوند که متاسفانه مسئولان وقعی به این پیشنهاد نگذاشتند.
فکر می کنید اهمیت هنر مجسمه سازی چیست؟
یکی از اهمیت های هنر مجسمه سازی این است که گذشته و فرهنگ یک ملت با ساخت آنها نمایش داده می شود. مجسمه سازی خیلی نقش برجسته ای در معرفی گذشته ی ما و ماندگار کردن آن دارد. از اولین چیزهایی که فرهنگ و هویت یک شهر را معرفی می کنند و توجه هر توریستی را به خود معطوف می دارند مجسمه ها هستند.. نگاه کنید به فیلم های مستندی که برای معرفی یک شهر گرفته می شود که معماری و مجسمه ها، نقش مهمی را در شناساندن آن شهر ایفا می کنند.
خارج از بحث نمایش فرهنگ و گذشته ی یک قوم توسط مجسمه ها، همانطور که در سوالات قبل اشاره کردم ما می توانیم مشاهیر یک شهر را به جوانان آن شهر و مردم شهرهای دیگر معرفی کنیم. امیدوارم که زودتر مسئولان و جوانان به اهمیت ها و کارایی های هنر مجسمه سازی پی ببرند و در این بخش برنامه ریزی های خوبی صورت بگیرد.
شما در مجسمه سازی سبک کاری خاصی دارید؟
معمولا روی یک سبک کاری شخصی منتقدان اسم می گذارند. اما خود من دوست دارم سراغ موضوعات باز بروم و یک قالب و یک بیان مناسب برای کارم بیابم. وقتی که بیان و قالب مناسب را یافتم، کار ساخت مجسمه را آغاز می کنم و زیاد به دنبال مکتب های مجسمه سازی چون اکسپرسیونیسم، امپرسیونیسم، رئالیسم و.. نیستم و اینکه روی کار من چه اسمی گذاشته شود زیاد برایم مهم نیست.
در رابطه با کارهای معروفتان مثل مجسمه میدان آزادگان و یا مجسمه فردوسی و یا مجسمه کوهنورد طاقبستان و نحوه ی برخورد مردم و مسئولان با این آثار بیشتر برایمان بگویید؟
بگذارید ابتدا از خاطره ی تلخی که در رابطه با مجسمه فردوسی دارم برایتان بگویم.. مجسمه ی فردوسی را چون جایی به من نداده بودند در پارک شروع به ساختنش کردم که همان عده که خدمتتان عرض کردم، مرا به خراب کردن مجسمه تهدید کردند. خب طی صحبت هایی که انجام شد مجسمه را به شهرداری منطقه بردم و کار ساختش را در آنجا ادامه دادم. قالب های مجسمه را هم در آشیانه آتشنشانی که همان نزدیکی بود گذاشتم. روز بعدش که رفتم قالب ها را بیاورم، دیدم که بخشی از قالب های مجسمه را خراب کرده اند. و فقط یک مجسمه ساز می تواند بفهمد که من چه درد عمیقی سر خراب شدن قالب ها کشیدم.
در رابطه با مجسمه آزادگان هم خاطره ای یادم می آید که برف سنگینی می بارید و با آقای رنگرزان که روی مجسمه کار می کردیم، همش دلهره این را داشتیم که نکند به جای گچ، برف را به کار برده باشیم و آفتاب بزند و مجسمه آب شود! و این از خاطره های شیرین کار بود.
یا چندی پیش از خیابان شورا رد شدم که دیدم برخی مجسمه ها را اسپری رنگ زده اند و بعضی از قسمت هایش را سوزانده اند یا برایشان چشم و ابرو گذاشته اند. یا مجسمه ی کوه نورد، پوتین هایش را مشکی کرده اند! واقعا این مسائل به فضای هنری کرمانشاه و به خود من به عنوان سازنده اش لطمه می زند.. مطمئن باشید کسی که وارد کرمانشاه می شود در درجه اول همین مجسمه های رنگ شده و چشم و ابرو کشیده و سوزانده شده را می بیند!
یک مشکلی هم هست که به علت نبود یک تابلو سنگی در کنار آثار و بازگویی مشخصات مجسمه و درج نام سازنده ی اثر در آن، خیلی ها سو استفاده می کنند و کارها را در جاهایی به نام های مختلف خطاب می کنند وبه اسم خودشان قلم می زنند! یک خاطره ساده برایتان بگویم تا موضوع روشن تر شود. یک بار سوار تاکسی بودیم و به میدان آزادگان که رسیدیم، راننده تاکسی خطاب به بقیه گفت این مجسمه را دایی من ساخته! و من هم فقط نگاهش کردم و هیچ نگفتم! و صدها خاطره ای که از این دست دارم.. بارها هم به مسئولان این مشکل را گفته ام، اما باز هم وقعی نگذاشتند.
سوال دیگری که هست در رابطه با مبحث آموزش است. چه توصیه هایی برای جوانان علاقه مند به هنر مجسمه سازی دارید؟
صد بار دیگر هم بگویم که هر چه طراحی کار کنند باز هم کم است چون طراحی از ملزومات مجسمه سازی است. و توصیه دیگر اینکه همیشه دنبال یادگیری باشند و شاگرد بمانند، من خودم هنوز شاگرد اساتید بزرگتر و کتاب ها و زندگی و.. هستم. و شاگرد بودن و یادگرفتن برایم از استاد بودن و یاد دادن شیرین تر است.
گفتگو: امیر سنجابی

 

 

 

 
 
     
 
 
     
©2019 HozehHonari. All Rights Reserved