81963
  ۱۳۹۳/۲/۱۶
به بهانه ی تقصیر جاده نیست
مصاحبه و تنظیم: زهرا خوشنود
   

به بهانه ی تقصیر جاده نیست
مصاحبه و تنظیم: زهرا خوشنود
حرف از یکی دو سال شاعری که نیست . وقتی پای صحبت شاعری می نشینی که از 12 سالگی جنون شعری را لمس کرده و به خاطر یک مصراع از مولانا، مسافت دو روستا را پای پیاده و بی هوا دویده است باید کمی آرام بگیری و شمرده شمرده بپرسی. پس بهانه ی خوبی است که انتشار دیر وقت شعرهایش، سوال اول باشد .
- جناب شیرزادی بعد از بیست و چند سال شاعری برای اولین مجموعه دیر نیست؟  
- سال 78 مجموعه ای را جمع آوری کردم با عنوان "از این قبیله که رفتی"، که به دست انتشارات باغ نی سپردم . اما جریانات سیاسی آن روزها باعث شد دلسرد شوم و گمان کنم کسی در آن حال و هوا پیگیر شعر نمی شود. همین فکر باعث شد که این مجموعه سال های سال خاک بخورد .با این که در حال حاضر به  اندازه ی 5 کتاب شعر آماده دارم اما در واقع من اصلا قصد چاپ کردن شعرهایم را به این زودی نداشتم. گمان می کنم تا غزل فاخر خیلی راه دارم اما اصرار دوستان سبب چاپ مجموعه ی جدیدم شد. به خاطر وسواسی که روی تک تک شعرهایم دارم این اجازه را به خودم نمی دادم. به بیانی دیگر، انزوای شاعرانهی خودم را دوست داشتم و راحت تر بودم .
- چرا با حوزه ی هنری برای چاپ مجموعهی اول  همکاری کردید؟
- همان طور که گفتم من در یک انزوای خود خواسته بودم. با هیچ ارگانی همکاری نداشتم. جلسه ی بخصوصی نمی رفتم. اما محبت ها و پیگیری های محسن عزتی (مسئول آفرینش های ادبی) من را به جمع های ادبی خوشبین و راغب کرد. اگر امروز مورد لطف بسیاری از شاعران کرمانشاهی هستم به خاطر دغدغه های زیبای ایشان و مسئولان حوزهی هنری کرمانشاه است که محیط مناسبی را برای رشد ادبیات در این شهر فراهم می کنند .
- از کتاب شما حرف بزنیم. این مجموعه غزل در یک نگاه کلی و در یک دسته بندی، زیر مجموعهی غزل نئوکلاسیک قرار می گیرد . اما در چند اثر؛ تنه به غزل روایی می زند. این مهارت در شما بسیار حرفه ای و شاعرانه بوده اما چرا به نئوکلاسیک پرداختید؟
- من با زبان خودم شعر می گویم. می خواستم تفننی کار کنم . با قافیههای نایاب، دست و پنجه نرم می کردم. این سبک روایی مثل غزل های "تبر"، "مست تنها" صرفا امتحان مهارت بوده. چون حس کردم اگر این خط را ادامه دهم انگ پیرو کسی بودن به من می خورد فقط امتحان کردم و گذشتم. شعر من جوششیست. معتقدم شعر باید خودش سر ریز شود. نه دنبال واژهام نه قافیه. گاهی یک قافیه، یک دایره ی واژگانی و یک فضای خاص به من می دهد. قافیه که دلم را می گیرد یعنی غزلی در راه است. باورم این است که دائم الحس هستم. آمادهی خلق شعر .
- در غزل های این مجموعه عناصر طبیعی کارکردهای زیادی دارند . علت این امر درونی ست یا تعمدی در کار بوده؟
- باید به کودکیهایم گریزی بزنم. من یلدای سال 1347 در روستای قباد شیان از توابع کرمانشاه به دنیا آمدم. تمام دوران کودکی و نوجوانی من در میان طبیعتی برفی و بارانی گذشته. بارها رودخانه مرا تا مسیری با خود برده، بارها پاهایم یخ کرده و در راه مانده ام. شاید این جنون شاعری را به همان فضا مدیونم . وقتی آقای نوروز بیگی دبیر کلاس دینی و عربی  دوم راهنمایی ام، بیتی از مولانا را خواند (حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو ، دیوانه شو) ، اگر این راه باز بین دو روستا نبود من کجا می توانستم گیجی خود را با تکانه های پی در پی جنون شعری ام آرام کنم؟ پس طبیعی ست که عناصر طبیعی در شعر های من نمود بارزی داشته باشند. من از بچگی هایم، به ماه و چشمه علاقه ی خاصی دارم. روستای پر چشمه ای داشتیم. از بهترین سنبل های زیبایی و برگرداندن تصویر، چشمه و ماه و آینه است. خیلی تصاویر کشف نشده و فضاهای تجربه نشده در این عناصر هست. این عناصر خیلی عمیقند. مثل اقیانوسی که از آن یک قطره هم کشف نشده .
- پس به فضاسازی در شعر معتقدین. اما سبک کاری شما روی ترکیب سازی بنا شده . این نمی تواند جرفه های تغییر سبک شعر شما باشد؟
- ترکیب سازی یعنی پرچ کردن کلمات با هم . اما من به چیزی بیش از در شعر باور دارم. تصمیم ندارم این سبک از شعر را عوض کنم. خیلی با آن راحتم. خیلی صمیمی شدم با این نوع از شعر. هر چیزی که از غزل می خواهم توی این زبان و شیوه پیدا می کنم و از آن می گیرم. هیچ وقت سعی نکردم از این شاخه به آن شاخه بپرم.
- اما به تجربه معتقدین . .
- نه این که تجربه را توی کار بیاوریم. اما از فضاهای تجربی حس تازه می گیرم. حس و فضا را شاعر باید کامل درک کند و بعد شرایط غزل را به گونه ای فراهم کند که مخاطب دقیقا همان حس را از کار بگیرد . اگر فضایی تجربی و قابل درک در اثرم نسازم از آن می گذرم. من به خاطر سال های سال خواندن و خواندن به راحتی می توانم کلمات را پرچ کنم و غزل بسازم . اما همه چیز در شعرهای من به حس وابسته است. و احساس من در لحظه ی خلق غزل حرف اول و آخر را می زند .
- شاعرانی که در این سبک کار می کنند بیشتر به سبک هندی متمایلند . اما این پیوند گاهی خیلی ساده گرفته
می شود و گاهی آنقدر پیچیده که شعر از بیان یکدست دور می شود . در شما این تمایل بینابینی و دو گانه ست . .
- من به کشف تصویر خیلی معقتدم. به کشف تصویر که رسیدم حس همراه می شود. اگر تصویری که من دارم شنونده از اثر نداشته باشد حس می کنم ناموفق عمل کرده ام. به تفکر سازی هم اصلا باور ندارم. تفکر باید پشت واژ ها و حس جریان داشته باشد. ممکن است یک غزل صرفا تصویر باشد و فاقد تفکر. منتها تاویل پذیری تصاویر به شکلی باشد که خود مخاطب ، تفکر خاصی را از اثر برداشت کند .
- با برخی مجموعه ها که برخورد می کنیم بسیار می بینیم که وزن و قافیه در خدمت محتوا نیستند. اما در اکثر غزل های مجموعه ی شما این هم نوایی وزن و قافیه و تصاویر و محتوا بازر هست. این موضوع از وسواس شخصی شما نشات می گیرد یا چیز دیگری؟
- تقریبا ارادی بوده  که البته اراده را حس تعیین می کند. عناصر یک مجموعه ی کامل باید یک دست باشند . غیر از این باشد به نظر می رسد شاعر خودش نیست . وزن را حس من تعیین می کند . اگر ناراحت باشم یا فضای قافیه ی من دلتنگ باشد هیچ وقت سراغ وزن های شاد و ریتمیک نمی روم. وسواس من روی قافیه ها بوده و در واقع حس، تعیین کننده ی فضای کلی شعر هست.
- جشنواره ی شعر علوی سال 80 مقام اول؛ همان جشنواره سال 81 مقام اول؛ کنگره دوبیتی های غدیر سال 78 جزء 14 اثر برگزیده ی کشور، جشنواره ی نغمههای وحیانی سال 91 مقام اول کشور؛ و خیلی عنوان های دیگر . . اما در این مجموعه فقط دو کار آیینی هست که نام امیرالمونین حضرت علی (ع) در آن ها آمده. برای تبرک این کتاب از این غزل ها استفاده کردید یا دلیل دیگری داشته؟
- دقیقا نوعی ابراز ارادت به این بزرگوار بوده و این دو غزل فضاسازی خوبی داشتند . کارهای آیینی بسیاری دارم . من در غزل به شاه بیت معتقدم و شاه بیت های آثار آیینی ام را همیشه دوست تر داشتم . ( تو را به دست ملائک سپرد آن شب ماه/ نمی شود بسپارند ماه را در خاک) اما این مجموعه را عاشقانه و نوستالژیک انتخاب کردم و در انتخابم به فضاسازی آثار دقت داشتم. غیر از این بود گوشه ی کوچکی از شعرهای آیینی من، 48 دوبیتی غدیری ست و در کنار آن، غزل هایی عاشورایی و انتظار که در وقتی مناسب در مجموعه ای مفصل و مناسبتی و آیینی به چاپ خواهم رساند .
- تمایلات مولاناگونه در غزلهایتان را چطور معرفی می کنید ؟
- قبل تر گفتم که به تفنن در غزل و تجربه گرایی معتقدم. باورم این است که زبان ماندگار شعر، زبان فاخر است. زبانی ست از ترکیب زبان میانی و زبان امروز. به شعر آدامسی معتقد نیستم. زبان لوس و روزمره ی امروزی را نمی پسندم. به نظرم زبان ماندگار زبانی ست که اگر کسی با تجربه ی 50، 60 سال شاعرانگی از آن خواند با آن ارتباط برقرار کند. اگر حس مولانایی در برخی از غزل های من هست شاید به نوعی ناخودآگاه می خواستم نشان بدهم که هم در این مبحث  مطالعه داشتم و هم به شناختی نسبی از این فضاها رسیدم. متاسفانه خیلی از جوانان ما شعر می گویند و از ادبیات متقدم بی خبرند .
- از نظر شما،نشانه های یک مجوعه ی خوب چیست؟ من ِشاعر ِجوان که قصد چاپ مجوعه دارم به چه چیزهایی دقت کنم؟
- اعتماد به نفس واقعی و نه کاذب. دوری از هیاهو ها و تعریف های دوستانه و در خیلی وقت ها مغرضانه. جلوگیری از شتاب زدگی و آینده نگری ادبی. که سال ها بعد از چاپ حتی یک اثر هم پشیمان نشوی . تایید بزرگان ادبیات هم که جای خود را دارد.
- با توجه به این که شما در حوزه ی هنری کرمانشاه، کارگاه تخصصی ترانه دارید چه زمانی منتظر چاپ مجموعه ی ترانه های شما باشیم؟
- (با شکسته نفسی شاعرانه) هنوز ترانه های خودم را در حد چاپ کردن نمی دانم. اما کارهایی از من که در آرشیو صدا و سیما هست و به اجرا در آمده اند و غالبا به زبان کردی است به صد ترانه و بیشتر می رسد. این روزها بیشتر دغدغه ی چاپ دو مجموعه ی دیگر را دارم با نام های"چهارشنبه های دلتنگی"و"دو فنجان قهوه در هوای برفی" که اگر این دو را به چاپ برسانم گمان کنم دیگر آرزویی نداشته باشم .
- حرف آخر. .
- از حوزهی هنری کرمانشاه باید بسیار تشکر کنم بخصوص زحمات حاج عباس سروری رئیس حوزه هنری که زمینه ی چاپ این مجموعه را فراهم کرد و از محسن عزتی عزیز که با تلاشی همه جانبه و زحمتهای شبانه روزیاش این مجوعه را به دست مخاطبان رساند. آرزوی شادی و سلامتی برای این عزیزان و مجموعه حوزه هنری را دارم .
-سال های سال شاعر بمانید و برقرار . .


©2020 HozehHonari. All Rights Reserved